سلام،
داشتم فكر مي كردم باغچه ي حياط را گل بكارم و به برج همسايه بگويم گاهي قامت اش را خم كند و كمي آفتاب به باغچه ام ببخشد. داشتم فكر مي كردم به گل فروشي سر خيابان بگويم برايم شمعداني بياورد. و بايد بگويم نوع شمعداني اش "خاص" باشد، چون من صبح زود به او صبحانه خواهم داد و سر كار خواهم رفت و شب دير خواهم رسيد و فرصتي براي حرف زدن با او نخواهم داشت. بله، حتمن بايد "خاص" باشد، چون من فقط جمعه ها را وقت خواهم داشت لحظاتي با او باشم.
داشتم فكر مي كردم شمعداني اش حتمن حتمن بايد "خاص" باشد و خاك زيادي نخواهد چون باغچه ي ما كوچك است، بايد جا براي پارك ماشين همسايه ي بالايي باشد. بله، حتمن بايد "خاص" باشد چون همسايه ي پاييني هميشه صبح ها با عجله حياط را مي دود تا دير نكند و عادت ندارد زير پايش را نگاه كند و ممكن است پا روي گل ها بگذارد...
بايد "خاص" باشد، "خاص".
اما اگر "خاص" باشد كه، ديگر "شمعداني" نيست... پس...
داشتم فكر مي كردم باغچه ي حياط را گل بكارم و به برج همسايه بگويم گاهي قامت اش را خم كند و كمي آفتاب به باغچه ام ببخشد. داشتم فكر مي كردم به گل فروشي سر خيابان بگويم برايم شمعداني بياورد. و بايد بگويم نوع شمعداني اش "خاص" باشد، چون من صبح زود به او صبحانه خواهم داد و سر كار خواهم رفت و شب دير خواهم رسيد و فرصتي براي حرف زدن با او نخواهم داشت. بله، حتمن بايد "خاص" باشد، چون من فقط جمعه ها را وقت خواهم داشت لحظاتي با او باشم.
داشتم فكر مي كردم شمعداني اش حتمن حتمن بايد "خاص" باشد و خاك زيادي نخواهد چون باغچه ي ما كوچك است، بايد جا براي پارك ماشين همسايه ي بالايي باشد. بله، حتمن بايد "خاص" باشد چون همسايه ي پاييني هميشه صبح ها با عجله حياط را مي دود تا دير نكند و عادت ندارد زير پايش را نگاه كند و ممكن است پا روي گل ها بگذارد...
بايد "خاص" باشد، "خاص".
اما اگر "خاص" باشد كه، ديگر "شمعداني" نيست... پس...
نوشته شده در تاريخ شنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٢ توسط سلبی ناز
| سرنوشت من و تو سرودن است ()