به نام حضرت مهربان ترینم...
می روم
که سفید شوم،
روزی،
شاید
برگردم.
سفید که شد جامه ام، صدایم کن
من همین حوالی،
چشم انتظارم
بی قرار
و
بی قرار.
.
.
.
و او که شاهد زندگی ماست...
نوشته شده در تاريخ جمعه ۱ آبان ۱۳۸۸ توسط سلبی ناز
| سرنوشت من و تو سرودن است ()