به نام ِ حضرت مهربانترينم...
سلام،
چند روزيست دارم با فاصله ها کلنجار ميروم. دارم دوستشان مي دارم کم کم! و اين براي من خيلي تازه است وقتي عمريست فاصله ها برايم فقط برده اند و نياورده اند. حالا هم، نه اينکه چيزي بازگردانده باشند يا... اما برايم به گونه اي ديگر تعبير مي شوند اين روزها. اينکه دقيقا فکر مي کنم فاصله يعني نزديکي! نگاه که مي کنم خيلي از واژه ها همين طورند. که نقطه ي مقابل آنچه که مي گويند هستند. مثل صبر که همان بي تابي است. فاصله يعني داشتن و بودن و نزديکي. به آدم ها نگاه مي کنم. اغلب ِ من و آدم ها وقتي نزديک يکديگر هستيم آنقدر بزرگ مي شويم که در چشمان همديگر جا نمي شويم. نگاه هايمان از نزديک کوچک ترند به هم. وقتي کسي دور مي شود آنقدر چشمان و گوش هايت را تيز مي کني تا هر نشانه و اشاره با تمام وجود به درون ببلعي. وقتي نيست و نداري چقدر دوستش داري. چقدر احساس مي کني نياز داري از او بشنوي و برايش بگويي. وقتي نيست هميشه داري اش. فاصله ها خوبند از آن جهت که بي رحم اند. از آن جهت که برايت معنا مي کنند. آدم ها را، خانه را، دوست را، داشتني هايت را. همه را برايت عميقا معنا مي کنند. نرديک که هستي از دست مي دهي.
فاصله ها خوبند از آن جهت که ناگهان اين همه سنگريزه سنگريزه دور بودن را به رخ ات مي کشند.
در فاصله ها هم هميشه رازيست...
.
.
.
و او که شاهد ِ زندگی ِ ماست...
به نام حضرت ِ مهربانترینم...
اینکه چرا نیستم ...؟
جواب قانع کننده ای ندارم. جز اینکه شاید در همه ی لحظه های نبودنم، دنبال لحظه های با خودم هستم برای بدست آوردن یک نیم نگاه، به درونم. به خودم. حتی اگر حواسم نباشد به این نیم نگاه ها، حداقل دیگر دلم می خواهد حواسم نباشد به شلوغی و همهمه هم.
مثل همین لحظه های شب که باد و باران پشت پنجره، دنیای قشنگ تری دارند و من بین آجرها محبوسم در فضایی امن و گرم، که گیرم اگر وبلاگم را ننویسم مشغول به انجام کاری هستم که دورم می کند از قطره ها و بی وزنی.
"گور به گور" ِ فاکنر نوشته بود که :
«صدای زخمه های کهنه،
که بی دست،
از این ساز ِ بی سیم،
در می آریم...»
و من می بینم انگار این تصویری ترین جمله ایست که می شد از زندگی ِ من و آدم های امروز نقاشی کرد. تازه یه جای دیگه گفته بود:
«فهمیدم کلمات حتی با همون مطلبی هم که می خوان بگن جور در نمی آن» !
پس کلمات به چه دردی می خورند؟
بگذریم...
استاد می گفت اسم فرشته ها که مثل اسم ِ ما آدما نیست، برای اینکه با هم قاطی نشن!!! اسم ِ فرشته ها، عین وجودشان است...
.
.
.
همین...
و، ، ، ، (یعنی خیلی مکث کنید)
او که شاهد ِ زندگی ِ ماست...