سلام،
… نفر اول مشاعره دوست خوبم من صاحب وبلاگ قشنگ ترانه هاي كوچك شد . به خاطر اينكه فعالانه در مشاعره شركت كرده بود و انتخاب شعرهاش عالي بود و هيچ خطايي هم نداشت و…من برگشتم. جاي شما خالي خوش گذشت.
ببخشيد اگر كمي طول كشيد و منتظر مونديد.
مطلب اول اينكه ترمه جان پرسيده بود كه بالاخره برنده ي مشاعره كي شد؟ بايد بگم كه من اصلا تا حالا به اين موضوع فكر نكرده بودم ولي خب الان هم دير نيست ، ما الان ماهيمون رو از آب مي گيريم!!!
و اما برنده
اين از اين
… ترمه نياي بگي حالا جايزه ي برنده چيه؟؟؟؟!!!!
مطلب دوم اينكه اين جمله رو من تو يکی از وبلاگ ها ديدم که الان آدرسش يادم نيست
… بخونيد و اميدوارم به اندازه ي من ازش لبريز بشيد،كافكا مي گويد : « عشق در نظر من آن است كه تو نشتري هستي كه من در درون خويشتن مي چرخانم …»
و آخر اينكه ديگر عرضي ندارم، سلام برسون
…!!! شاد باشي!
زنــدگانيـت را مي بخشيدي«تو با چـراغـهايـت مي آمـدي
تو دسـتـهايت را مي بخشيدي
تو چشمهايت را مي بخشيدي
تو مهــربانيت را مي بخشيدي
تو
وقتي كه من گرســنه
بودم. »
فروغ
زندگانيت را مي بخشيدي و من ســـير مي شدم،و من اكنون گرسنه ام،
كاش مي آمدي و دستانت را مي بخشيدي و من ســـير مي شدم.
كاش مي آمدي و چشمانت را مي بخشيدي و من ســير مي شدم.
كاش مي آمدي و مهربانيت را مي بخشيدي و من ســير مي شدم.
كاش مي آمدي و
لبريــــز مي شدم،
سـيراب مي شدم،
غنـــي مي شدم
…
چند روزی می رم سفر. هرچند کسی اينجا منتظر يا نگران نيست... خوش باشين.
امشب خرمن شعرها و غزل هايم را آتش خواهم زد... تو نيا، گفته بودی بوی سوختن آزارت می دهد و دود آتش چشمانت را می سوزاند...نيا...
فقط فردا صبح سری به زمين سوخته ی من بزن و برای خاکستر های سرد و خاموش شعرهايم دعا کن... شايد اين زمين اينگونه بارور شود... شايد !
